کهن دژ

پرنیان

سلام

خیلی وقته نیومدم حتی به نوشته های خودم هم سر بزنم روزمرگی ها که زیاد میشه آدم از خودش هم غافل میشه غفلت..انگار این غفلت گاهی اوقات میتونه خوب باشه انقدر سرگرم گزینه دو،مدرسه... و مهمتر از همه نازنین دختری که تمام فکر و ذهنت رو پرکرده و من شدم الگو و  این الگو شدن یعنی تمام غیر را کنار گذاشتن هم باید معلم اخلاق باشی هم مادر هم انقدر محکم باشی که پایه های استحکام اخلاقی را در درون دخترت بنا کنی و دخترت یاد بگیره زندگی تنها آغوش گرم مادرو پدر نیست پر است از فراز و نشیبهای که با توکل باید پیمود و چه زیباست انتقال این حس به کسی که از وجود توست با تو نگاه میکند زندگی میکند و...

+   معلم تاریخ ; ۸:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۱٧

این الرجبیون

کجایند ...

نکند در تعرب بعد ازهجرت مانده باشند زمانی که استاد بزرگوار دکتر آیینه وند تعرب بعد ازهجرت را تفسیر می نمودند هرچه بود سکوت بود وسکوت و تجسم پیامبری که صبرش صبوری را هم به زانو در می آورد  وکلاس غمگین...

نکند تعربی باشدکه معاویه نزدیک ترین یاران راهم به زری خرید، و جضرت فرمودند اگر به تعداد انگشتان دستانم یار وفادار داشتم صلح نمی کردم...

نکند تعربی باشد که از دلش ابن تیمیه ، ماوردی ، جبهه النصر در آمد  که حکمیت را بخشیدند به قرآنی که برسرنیزه ها زخمی گشت و زخم کهنه اش در کربلا، کربلا آفرید 

تعربی که ماکیاولی آن را به زیور فساد، دروغ، تهمت، قتل آراسته و آنقدر در نظر دنیا طالبان زیبا گردانیده که ایمان آورده اند به اکسیر قدرت.

تعربی که همگان فراموش کردند اگر بار دیگر دل زینب خونین شود چه کنیم ونکند بی حرمتی کربلا تکرارشود نکند تاریخ ابا نکند.

این الرجبیون دوباره ماه پیامبر و آرزوی حرم پیامبر ،سکوت نیمه شبهایش و دوباره تعرب در تمام حرمش تعرب...

جاهل شدن بعد ازهجرت ...

خدایا مارا کمتر از آنی به خودمان وامگذار

مختصراما تقدیم به...

 

 

 

 

 

 

+   معلم تاریخ ; ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢۱

گزارش جلسه نقد و بررسی کتاب مقاومت شکننده

جلسه اول، شنبه اول دی ماه ساعت شروع 9 صبح

نقد وبررسی کتاب مقاومت شکننده تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سالهای پس از انقلاب اسلامی 

جان فوران

ترجمه: احمد تدین ـ تهران، رسا 1387.

این کتاب، تاریخ ایران را از آغاز حکومت صفوی مورد بحث قرار می دهد این شروع نیز خالی از بحث نمی باشد چرا که پژوهشگران و محققان در مورد شروع تاریخ معاصر با هم اختلاف نظر دارند بنابر یک تعریف معمول تاریخ معاصر هر سرزمینی از زمانی آغاز می شود که بنیاد تحولات اساسی آن کشور در آن سالها گذاشت شده باشد. جان فوران معتقد است این شروع با دوران صفوی است زیرا:

1. بعد از 9 قرن یک حکومت مستقل در ایران تشکیل شد

2. تاسیس حکمت متعالیه ( این مبحث در جلسه دوم با حضور سایرین مورد بررسی قرار خواهد گرفت)

3. مهمترین منابع حدیث مانند وسائل الشیعه، وافی و بحار النوار در این دوره گرد آوری شده است

دیدگاه جان فوران یک دیدگاه بین رشته ایست چون تصویری کلان نگر از ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ایدئولوژیکی داردکه از پژوهشهای تاریخی صرف متمایز می سازد چون تاریخ نگاری سنتی محدودیتهایی در روش و بینش دارد و صرفا به روایات تاکید می کند

به همین دلیل این کتاب تحلیلی بوده و براساس 5 نظریه تاریخ ایران را مورد بررسی قرار می دهد چون معتقد است یک نظریه به تنهایی نمی تواند مسائل ایران را مورد ارزیابی قرار دهد بلکه نیازمند دیدگاههای دیگر نیز می باشد

این 5  نظریه به شرح زیر می باشد:

  1. نظریه نظام جهانی والرشتاین
  2. نظریه وجوه تولید مارکسیستی
  3. توسعه وابسته
  4. دولت سرکوب
  5. فرهنگ سیاسی مقاومت

بر مبنای نظریه نظام جهانی والرشتاین نقطه شرع تحولات جهان از قرن 16 به بعد می باشد زیرا سال 1500 م دقیقا مقارن با به قدرت رسیدن صفویه در ایران است . والرشتاین جهان را به 3 گروه کشورهای مرکز، حاشیه و نیمه حاشیه

تقسیم می کند. کشورهای مرکز، کشورهایی هستند که توان اقتصادی بالایی دارند وکشورهای حاشیه و نیمه حاشیه را استثمار می کنند. کشورهای حاشیه فقط استثمار می شوند و به لحاظ تولید سرمایه بدترین وضعیت را دارند کشورهای نیمه حاشیه کشورهایی هستند که از مرکز استثمار می شوند و کشورهای حاشیه را استثمار می کنند

اما ایران صفوی کشوری خود کفاست و در این 3 قالب قرار نمی گیرد اما از قرن 19 به بعد این وضعیت تغییر می کند دوره قاجار و خصوصا دوره پهلوی که ایران تبدیل به یک کشور حاشیه ای و استثمار شونده می شود.

نظریه دوم

نظریه وجوه تولید

شیوه تولید در گذشته: 1. دامداری و عشایری 2. کشاورزی دهقانی 3. شیوه تولید پیشه وری و مشاغل موجود در شهرها در قرن 19 شیوه های سنتی دیگر پاسخگو نبود و شاهان و شاهزادگان قاجار قصد سفر به اروپا را داشتند در حالی که تنها منبع مالیات بود و آغاز امتیازات اگرچه در کوتاه مدت  در آمد نصیب دولت می شد اما کم کم اقتصاد داخلی با مشکل مواجه شد وام های خارجی و درآمدها صرف سرمایه گذاری صحیح در راه توسعه وآبادانی نمیشد جز در زمان عباس میرزا، قائم مقام فراهانی و امیر کبیر.

بدیهی است توسعه اقتصادی نیازمندسرمایه گذاری انبوه می باشد اما در ایران در قالب توسعه وابسته شکل گرفت

نظریه سوم

توسعه وابسته

توسل به نیروهای بیگانه برای جذب سرمایه (امتیازات، فروش مناصب حکومتی، اخذ وام از انگلیس و روسیه) که مشروعیت دولتها را زیر سوال می برد و تشدید فشارها نارضایتی گسترده را ایجاد کرد که نتیجه آن انقلاب مشروطه بود

نظریه چهارم

دولت سرکوب

سرکوب حرکت های مردمی، به توپ بستن مجلس، سرکوب نهضت های اسلامی

نظریه آخر

مقامت شکننده که در جلسات بعدی بحث خواهد شد

نقد علی قادری برگرفته از مقاله منتشر شده در مجله زمانه

تاکید بیش از حد فوران به مساله اقتصاد در شکل گیری حرکتهای مردمی همانند مارکسیست ها وی در صدد است توسعه ایران وگرایش به سوی صنعتی شدن را کارگران و پیشه وران می داند

2. کم رنگ نشان دادن نقش روحانیون

3. محافظه کار نشان دادن آیت الله بروجردی، آیت الله کاشانی وشیخ فضل الله نوری

4. حمایت بازاریان، کارگران و ائتلاف با روحانیون را به دلیل منفعت اقتصادی می بیند

5. شکل گیری ایدئولوژی اسلامی: فدائیان اسلام و موئتلفه را نادیده می انگارد

6. ماهیت ایدئولوژی شیعه و فرهنگ جهاد و شهادت را مورد توجه قرار نمی دهد

 ادامه دارد...

+   معلم تاریخ ; ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٩

هنر مدرس بودن

10 آذر سالروز عروج مردی بزرگ که زمانه­اش هیچگاه او را نشناخت، نام مدرس مفاهیم مقدسی را در ذهن هر ایرانی تداعی می کند.

مدرس و سایر اعضای دولت در تبعید نظام مافی

این بزرگداشت قرار بود 10 آذر برگزار شود که با دهه اول محرم هم زمان گشت و موکول شد به روزی دیگر. هفته­ها بود که بچه­های نازنین سوم علوم انسانی تمام سعی خودشان را معطوف به برگزاری این بزرگداشت کرده بودند و انصافا هم خیلی زحمت کشیدند زهرا و بهاره که چند جلسه کارشان شده بود انتخاب صحنه های مربوط به فیلمی که تا حدی عظمت این عالم بزرگوار را به تصویر می کشد زهرا, فاطمه و سیما که کار خواندن کتاب و تلخیص مطالب بر عهده شان بود سمیرا پوسترهای بسیار زیبایی از آیت الله مدرس را طراحی و اجرا کرد ثنا و فاطمه سادات میز وسط سالن را چیدن و دغدغه شان یافتن عمامه بود که خدارو شکر لحظات آخر بالاخره رسید و زهرا و عطیه که اجرای خوبی داشتند و البته دست مریزاد بهشان باید گفت برای تلخیص مقاله تلخیص شده زهرا و اینکه قرار ما شد امروز صبح ساعت 7 صبح. تو این ترافیک تهران برای ایکنه بدقول نشوی حداقل باید فکر کنی قرار یک ساعت جلوتر است ساعت 6.58 دقیقه رسیدم مدرسه دویدن های بچه ها نشان از این داشت که چقدر هیجان دارند تا یک کار خوب ارائه دهند زهرا و سها با سرعت به طرفم دویدند بروشورهایی که عکس و زندگینامه آیت الله مدرس روی آنها مشخص بود را به هم نشان دادند و زهرا تعریف کرد که با چه سختی پرینت گرفتند، در حالی که پرینتر خراب بوده و به دلیل اینکه کار بهتر جلوه کند اطرافش رو سوزانده اند  زهرا هم تعریف کرد که بوی کاغذ سوخته صبح زود خانواده را متعجب کرده بود! عزیزم! خندیدیم و آماده شدیم برای رفتن به نمازخانه بالاخره رفتم نماز خانه بچه های سایر کلاسها هم پراکنده نشسته بودند که سرکار خانم توکلی با تذکرشان  آمدند و همه دانش آموزان طی چند دقیقه مرتب نشستند. عطیه و زهرا رفتند پشت تریبون و هر دو زهرا  پشت لپ تاپ بودند و داشتند فیلم رو تنظیم می کردند در جمع صمیمانه بچه های سوم نشسته بودم  که مریم گفت خانم نورزیاد است و سریع رفت به سمت پریزها و زمانی که صحبت های بچه ها تمام می شد و نوبت به پخش فیلم می رسید به خاطر اینکه بچه ها فیلم را خوب ببینند چراغ ها را خاموش می کردند در چند بار تمرین با هم فکر اینجا را نکرده بودیم!

ابتدا سها متن بسیار زیبایی را که تهیه کرده بود خواند؛ چند سکانس از فیلم را نشان دادند و فیلم و متن به چند دسته: زندگی، سیاسی، مذهبی، ترور، تبعید و نهایتا شهادت این عالم بزرگوار تقسیم شد و زهرا و عطیه متنی را قرائت کردند که انشالله در نوشته بعدی حتما تلخیص و عکسهایش را می گذارم در انتها صدای عارفه مرا به خود آورد که گفت خانم خیلی عالی بود زمانی که فیلم لحظه شهادت را نشان می داد بی­اختیار اشکی بود که در چشمه همه حلقه زده بود...

و تاریخ ادامه دارد...

+   معلم تاریخ ; ۸:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٢

وعاشورا...

محرم آمد 

سالیانی است زمین تجربه میکند بغض را ...

سالیانی است زمین تجربه می کند داغهای مکرر را ...

گویی از سالهای بعد سقیفه زمین مدینه عزلت نشین گشته ، زمین کوفه کبود است و کربلا هنوز کمر راست نکرده...

وشیعه در حیرت است، تمام تاریخ مبهوت است و انسانیت ! عجب واژه ای گشته است این انسانیت ...

و آب و چه زیباست ثارلله قدومش، قیامش در آن تباهی و سیاهی آنقدر والابود که صبر چله نشین شد و آب سالهاست عطش را معنا گر است  و به راستی هیچ حادثه ای عظمت یار را این چنین نتواند به تصویر کشید

و خیمه ها میدانند عطوفت سرو قامتی را در قالب پدر، برادر...

ونیزه ها میدانند قداست راست قامتی را در قالب ناجی که تنها حر آزادگی را و آزاد مردی را در آن راست قامت دید و واله شدو مرید، اما صد افسوس که آن مراد را فسونگران سیه چرده بودنش را تاب نیاوردند و خود بر خاک ذلت نشستند

و بزرگوار بانو خطبه خواندو تاریخ به یاد آورد خطبه ی حقانیت مولی الموحدین را و این چنین کوفه، کربلا و عراق همچنان عزادار است و داغدار .

آرامش چنان رخت بربسته گویی کویری است در انتظار دوباره دریا شدن.

خدای باعظمت و مظلوم من می دانم می توانستی عام الفیل را دوباره تکرار کنی اما اگر اینگونه می شد استمرار نمی یافت حقانیت آن مظلومی که 25 سال سکوت و صبر را خجل نمود

میدانم می توانستی کربلا را بیارایی با یاس و زنبق و عطش و گرمای سوزانش را همانگونه که بر خلیل گلستان نمودی خنکای وجود روحانی اش کنی اما کبودی یاس را چه کسی در تاریخ معنا گر می شد

میدانم می توانستی دجله را خروشان نمایی و از بین آن راهی را به به وسعت دل پر فیضش باز نمایی همانگونه که بر کلیم الله عظمتت را ترسیم نمودی اما دنیا داران و زرو زور پرستان متوسل به سامری دیگر می شدند

بارالها توفیق درک این روزها را عطایمان کن و چشمان را بارانی بارانی...

+   معلم تاریخ ; ٧:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱

سلام بر ذی الحجه

سلام بر ماه حج

سلام بر آغازش که آغاز انسانیت است واتمامش عشق به سفری بی منتهی است
و کربلا...

سلام بر تمام عظمت ابراهیم

سلام بر تمام رافت هاجر

سلام بر تمام بودن اسماعیل

سلام برقطعه قطعه رهبانیت ابراهیم که کعبه شد و حبیب الله حجرالاسود
را در دلش بنیان نهاد

سلام برسعی صفا ومروه  انانکه
رفتند هق هق را بدرقه راه حجاج می کنند و آنان که نرقتند بغض را...

هنوز سعی دویدن  بر سعی صفا و
مروه را حس می کنم خدایا می شود آیا...

هنوزاحساس قوت هاجر در دلم غوغا می کند می شود آیا...

هنوز مظلومیت خدا را بغض می کنم وپیشانیم خنکای سجده بر یار را می شود
آیا...

مسجدالنبی

آری تمام بهشت و تمام بهشتیان سپید پوش گویی به استقبال سپید پوشان
فرشی آمده اند و صدای ربنا  ازعرش

ستون هایش متصل به حرم کبریایی است 
و سایبان هایش سایبان بهشت

میدانم  باز هم بغض کرده ای
مثل همان سالها که می شنیدی تهمتها را مثل همان سالها که میدیدی بی حرمتی ها را
میدانم باز هم با بغض سر بر  آستان دوست می
گذاری

میدانم باز هم دعا می کنی اما مگر می شود ساکت ماند ای همه مظلومیت ای
نماد عرفان مگر میشود این انسان خاکی بر خاک فتاده شناسد عالم به طرق عرش را

میدانم باز هم دعا می کنی و آفتاب و ماه شاهدان روز محشر خواهند گفت

و دلم برای تمام دیدنت می طپد برای دویدن به حرمت ، برای تمام بی
حرمتی شیعه بودن ونشانیدن ونشانیدن به جرم شیعه بودن برای دیدن روضه رضوان

نمی دانم شیعه باید سختی بکشد باید سوز ببیند باید داغ چهلمین روز از
اول ذی الحجه را فراموش نکند باید آنقدر بدود تا زمزمی از صحرا و زمزمه ای از عرش
بر آید

شیعه پیرو سختی است پیرو مظلومیت است پیرو بغض است و پیروز بر همه ی
بغض ها..  

 

 

           

 

+   معلم تاریخ ; ٥:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱٥

گوشه ای از بهشت

12 اردیبهشت ماه سال 91 برای معلم تاریخ اینگونه رقم خورد ، روز معلم را در گوشه ای از بهشت باشد آری مسجد النبی، حرم پیامبر. هیچگاه فکرنمیکردم زمین فردوسی هم داشته باشد شاید بی نظیرترین آرام ترین جای این دیر خاکی که چشم از دیدنش سیر نمی شد ودل از دلدادگیش دمی نمی آساید صفوف نماز بدور از هر آشنایی ،آشنا تنها قبله بود و لبخند های زائرین که زبان مشترکشان کتابهای قران بود که با نظمی خاص چیده شده بود،وبه شدت مراقب می شد تا کسی قرآن را روی زمین نگذارد دلم برای تمام عظمتش تنگ شده ...

باب علی رفت وآمد هایی که زوار به عشق روضه ی رضوان ونماز جماعت دل هر بی قراری را می ربود چقدر سخت است وصف یار که با طهارت ولبیک ما را فرا خواند نمیدانم اما زمانی که خانم سجادیان استغفار را میگفت وما بلند بلند تکرار می کردیم و به پهنای صورتش می گریست وما می گریستیم گویی خدا دست نوازشی بر سرمان میکشید  نمیدانم شاید باز هم این ذره آبروبه خاطر شغل خطیر معلمی باشد مخصوصا مهر امسال شروعش با بی مهری یکی از شاگردان قدیمی ام بود که فکروکردارش ذهن وقلبم را به درد می آورد هرکجاهست خدایا به سلامت دارش!

فاصله احرام تا محرم شدن، به یاد تمام کسانی که التماس دعا گفتند و ...

طواف

سعی صفا ومروه  به یاد خانم هاجر به یاد مضطرب دویدنش بر کوههای سوزان مکه به یاد همه ی مادر بودنش وآزمون ذبح اسماعیل واحترام بر مقام همسر

هفت بار با اضطرار دویدن، اشک ریختن و شکوه نکردن وتاریخ در سال 61 هجری تکرار شد زینب نیز میدوید اما ...

و طواف آخر

چه احساس عجیبی بود خدا با تمام عظمتش چقدر مظلوم است

خدایا  آرامش، ایمان و عاقبت به خیری زیباترین هاست، میدانم رحیمی وحکیمی.

معلمی ، مادر بودن وبنده بودن وبندگی کردن چقدر سخت است وپرمخاطره

نمی دانم اما خدا ما را در حفظ حرمت یاری کند

و دهه ی 80  ، همراه شدن بابچه های بسیار خوب تجربی هانیه، مریم ،زهرا و...نازنینانی که با داشتن 45 دقیقه  تاریخ در هفته زیبا ترین ساعات را در کنارشان گذراندم

وبچه های علوم انسانی، که خیلی بهشون سخت گرفتم سحر، گلی که هماره بی نظیر بود وهست واکنون سال اول کارشناسی ارشد حقوق است ودوستی صمیمی وباوفا ودانش اموزی ساعی وپرتلاش یادم است کلاس تاریخ بود وکثرت امتحانات وسحر که اون زمان دستش دچار مشکل شده بود همچنان زیبا ومقاوم در حال نوشتن بود کلاس که خالی شد متوجه اش شدم راستش آنقدر شرمنده شدم که نمی توانستم جلوروم فقط گفتم نیازی به امتحان دادن نبود 

امسال همین قضیه داشت تکرار می شد که نگذاشتم  سرونازامتحان دهد اما سحر کجا و...

مهسا که با نگرشی بسیار بالا ود رتلاطم المپیاد ادبی وسکوتش انقدر معنا دار بود که گویی اندیشمندی در جایگاهی دیگراست وکلاسو مدرسه ذهن بلندش راربوده

افروز واقعا بی نظیر که گفتارو اندیشه اش سال بعد در کنکور کاشناسی هویدا گشت رتبه 36 حقوق و متاسفانه درآن مدرسه هرگز وهرگز نه افروزی آمد ونه اندیشه ای ونه تحلیلی

نورا که احساس میکنم تمام محبت بود

الهه همه معرفت، هانیه و ملیکا که در آخر هم نتوانستم از کلاس راضیشان کنم البته سخت گیری هایم این اجازه را نمی داد چقدر جای همشون تومدرسه خالی. دانش آموزان می آیند و میروند بدون اینکه احساس کنند نبودشان سنگین است

و فائزه پایه بحث سیاسی با سحر 2 تیم جداگانه که گاهی اوقات تنها سعی میکردم بدون موضع بحث را عوض کنم

و همه بچه های انسانی که اکثرا فارغ التحصیل شده اند ...

+   معلم تاریخ ; ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٥/۱۳

خاطرات و خطرات

دهه‌ی هشتاد دهه‌ی پر خاطره ومخاطره برای معلمی بود که معلمی دغدغه ذهنیش شده بود تاریخ واژه‌ای آشنا و در عین حال غریب. آشنا برای کسانی که عاشق ایرانند و غریب برای نسلی که بالاجبار و از سر ناچاری باید سطوری چند را گذرانند از سر غربت.

راستی شاید سخت‌تر از این نباشد به تصویر کشیدن تاریخ 5 هزارساله‌ای که مهجور و مغفول مانده و نام آن را نسل امروز همان خرابه‌های بر جای مانده می‌دانند.

دهه‌ی هشتاد قرار نبود هیچگاه در زندگی این معلم راه پیدا کند اما تنها یک اتفاق ساده ورود به این دریای پر تلاطم را آماده ساخت وآن پاییزی بود که 4 ساعت در هفته با بچه‌های تجربی و ریاضی فضایی را به دور از اظطرار و اضطراب امتحان نهایی در کنار هم باشیم خدای من چگونه می‌شد این چشمهای نگران نمره را علاقمند کرد لحظه‌ای که به خود آمدم سر کلاس بودم با چندین عکس و کتاب و روبروی صورتم دانش آموزانی که با تردید و نگاه‌های گریزان از تاریخ من را همراهی می‌کردند و نیکو، دختری که تا مدتها مقاومت می‌کرد. واقعا ذهنم درگیر شده بود اما بالاخره توانستم پاسخگوی این همه نگاه و تردید باشم، یک کلاس تجربی بسیار خوب با بچه‌های بسیار دوست داشتنی که اکثرا فارغ‌التحصیل دانشگاه هستند نیکو، کاملیا، رزا، هستی، الناز خیلی شیطون و شیطنت‌های دوران مدرسه که همچنان ادامه  داره…

هنوز 2 جلسه نگذشته بود که مدیر مدرسه سرکار خانم استاد، دوست بسیار عزیز و بزرگوار فرمودند باید دیداری با مادران دانش آموزان داشته باشم چقدر سخت بود اول راه و من… به هر ترتیب عزمم را جزم کردم تا بعد از گذشت 2 ماه از نبود معلم، اطمینان‌بخش چشم‌های نگران مادران باشم بعد از صحبتها دقیقا این آرامش را که هدیه‌ای است خداوندی در دیدگانشان دیدم و به مهربان‌تر از مادر قول دادم هماره آرام بخش دلهایشان باشم.

خانم استاد آنقدر مرا مورد لطف خود قرار دادند که بدون تردید بهترین مشوق من در طی طریق می‌باشند به واقع معلمی تنها عشق است، با وجود ناملایمات همیشه عاشق است و همیشه کوه است و دریا و نسیم.

در اولین جلسات از میزان مطالعه‌ی بچه‌ها پرسیدم و همه به شوخی و البته کمی جدی نام چند رمان را می‌گفتند و من با تمام اشتیاق شروع کردم از ابتدای تاریخ تا رسیدم به تهران پایتخت اولین شاه قاجار و اما تهران از دیرباز تا امروز.

سخن گفتن درباره این پایتخت نوپا که در مقایسه با دیرپایی تاریخ ایران‌زمین بسیار جوان است، کار ساده‌ای نیست چون در دو سده‌ی اخیر، تهران سریع‌تر از تاریخ ایران رشد کرده و به شهری بسیار بزرگ در مقایسه با بسیاری از شهرهای جهان تبدیل شده است. شهری که شاید قدیمی‌ترین آثار تاریخی آن عمری کمتر پایتخت شدنش داشته باشند و در عین حال از معدود شهرهایی است که بافت تاریخی و جدید آن قابل بازشناسی است. شهری با ده‌ها موزه، سینما، گالری، کافه و کافی‌نت، رستوران، قهوه‌خانه سنتی، بیمارستان، باشگاه ورزشی، و همه‌ی آن چیزهایی که باید در سراسر ایران باشد و اغلبشان در تهران جمع شده است... 

+   معلم تاریخ ; ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۳٠

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir